37-بار گناه- داستان چهارم (4)
از این جا به بد داستان یه رنگ و بوی دیگه داره میگیره ، این داستان رو برای جوجم نوشتم ماجرای کامل زندگیم، اشتباهاتم، تجربیاتم ، و احساساتمه..... شاید توش یه چیزایی داشته باشه که باب میل خیلی از دوستای گلمون نباشه چیزایی که شاید الان برای خودم هم خیلی دلنشین نباشه و فقط جزو خاطرات و تجربیاتمه .... چه اشتباه چه غیر اشتباه به خاطر همین اسم داستان رو گذاشتم بار گناه ...... داستان خیلی مذهبی نیست .. دوستای خوبی که فکر میکنن که این داستان با روحیات و عقائد شون جور در نمیاد خاهش میکنم که نخونن .، هرکسی به هر حال حق انتخاب داره نمیخام الکی از خودم تعریف کنم یا بیخودی چیزی بگم ،ی دختر ساده و پاک هستم که به عقائد همه احترام...
نویسنده :
💚رستا💙
18:57






